چین در سالهای اخیر و پس از فروپاشی شوروی، استیلای غرب برای همیشه ابدی تصور می شد و ظهور قدرتی جدید در قامت شوروی بعید به نظر می رسید لکن دنگ شیائوپینگ رهبر قدرتمند چین نوین با این شعار در حوزه سیاست خارجی که چین باید «چراغ خاموش» جلو برود، توانست 2 دهه اصلاحات را پایه گذاری نموده و در عین حال بدون ایجاد حساسیتی خاص، اقدامات درخشان خود را پنهان نماید. چین با رشد میانگین سالانه 8 تا 10 درصدی از ابتدای دهه نود میلادی در اقتصاد خود تبدیل به غولی بزرگ شد  تا در موقعیتی قرار گرفت که دیگر نمیتوان استیلای آنرا نادیده گرفت(مسیری که اخیرا هند نیز به همین شکل آغاز نموده است). کسینجر وزیرخارجه پیشین امریکا و از تئوریسن های سیاست خارجی این کشور،10 سال پیش چین را بزرگترین چالش ایالات متحده قلمداد نموده و درهمین راستاست که میتوان رفتار قاطع و لاجرم تهاجمی ترامپ را طی دوران زمامداری خود تحلیل نمود. شی جین‌پینگ طی سالهای اخیر شعار راهبردی سلف خود را دور انداخته است. چین روز به روز حضور خود را در جهان بیشتر به رخ کشیده و با طراحی پیمانهایی متنوع در قالب 24 دسته شرکای جامع تا تاکتیکی، درحال بلعیدن دنیاست. در سال 2020 چین دیپلماسی «گرگ مبارز» را بیش از پیش در دستور کار قرار داد، تلاش کرد استرالیا را به خاطر طرح درخواست تحقیق و تفحص درخصوص ریشه‌های ویروس کرونا از نظر اقتصادی مجازات کند، در دریای جنوبی نسبت به ساخت جزایری که بشکلی آشکار بوی توسعه ، تهدید و حتی کشورگشایی می دهد اقدام نموده و قانون امنیت ملی جدیدی را در هنگ‌کنگ اجرا کرد که گفته می‌شود بندهای توافقنامه استقلال این منطقه از انگلیس را نقض می‌کند و مرتبا تایوان را به خاطر تقویت روابطش با امریکا مورد ارعاب قرار داد. همان‌طور که انتظار می‌رفت، در واکنش به این اقدامات چین، این نگرانی به وجود آمده است که چین می‌خواهد سلطه خود را بر سیاست جهان تحمیل کند و در این راه منافع دیگران را زیر پا بگذارد. سوال اینجاست که آیا چین این نگرانی‌ها را درک کرده و تلاش می‌کند همکاری بیشتری با جهان داشته باشد، به ویژه اکنون که رییس‌جمهور جدید امریکا مصمم است جهان را علیه قدرت چین با هم متحد کند؟ یا اینکه همچنان بر طبل تقابل و درگیری می‌کوبد؟ به نظر می‌رسد پاسخ گزینه دوم باشد.چین اگرچه اژدهاست اما همچنان خاموش بودن را در این برهه ترجیح میدهد چرا که نمی توان از منافع تجارت 700 تریلیون دلاری با آمریکا به سادگی گذشت. به نظر می‌رسد چین به این نتیجه رسیده که در رقابت با غرب در شرف پیروزی است؛ در تبلیغات سیاسی خود بر «برتری نهادینه» مدل حکومتی‌اش تاکید و از آن تعریف می‌کند. بنابراین وقتی مقامات امریکایی تهدید می‌کنند اقتصاد خود را از اقتصاد چین جدا خواهند کرد، پکن به جای اینکه از این حرف‌ها بترسد، بشکلی همراه با احتیاط از تلاش برای جدا شدن از غرب با شرایط خودش صحبت می کند. البته از سویی دیگر امریکا نیز اگرچه صریح از هماوردی با چین سخن می گوید اما طراز آنرا در الب واژه "رقیب" تنظیم نموده درحالیکه ابایی از گفتن "دشمن" به روسیه پوتین پرهیزنکرده است بنظر می رسد بازی جذاب بین اللملی برای سالهای آتی باید بازی چین با غرب متحد باشد.